تبليغاتX
پرنده ترین ماهی
پرنده ترین ماهی
ادبی
مکن ترک وطن...

گل ازتوخوشه ی انگور ازمن

بهارازتوخزان کور ازمن

تمام خاطرات سبزازتو

نسیم صبح نیشابور ازمن

زمانی که این دوبیتی را سروده بودم گمان نمی کردم روزی درحالتی خاص بخوانمش یابنویسمش.

این جا(العین)یکی از زیباترین شهرهای دنیاست(شک نکنید)اما هرگز به زیبایی خاطرات نیست.

درابوظبی والعین شهرسازی به شیوه ی بسیار مدرن انجام شده است ولی کاملا واضح است که آب وهوای فرح بخش نیشابور چیز دیگری است و درکمتر جایی می توان سراغ گرفت.

چه قدربیت مرحوم فرح بخشیان(ژولیده )این جا مصداق داردکه :

مکن ترک وطن ژولیده بهرخفتن بغداد

که این آب وهوا را صبح نیشابور هم دارد.

یا دوست صمیمی ام(محمد سلیمی)که سال ها پیش می خواند:

این خانه قشنگ است ولی خانه ی من نیست

لندن به دل آویزی ده شیخ کهن نیست...

                                           تابعد یادوست

2 نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:40  توسط عباس کرخی  | 

سلام فعلا خوردیم به پست شعر محلی ...

خیشتی کی باتوهمسفری کیدطلامره

برفی کی ب نگــاه تو بری سیـامره

بارون چشم تو همه جارلَلـه زارمنه

ردپات ب هرطلسمی بشه خواونمامره

افتاو خنده هات دیلاره روب رامنه

همچی کی برق مهربنی ت روب رامره

هرکی برای چشم توفال بدونو کنه

حکمابدن ب زودی زودکله پامره

هرکیم کی دست مهرتو ور رو سرش بشه

خوشگل مره نجیب مره وخوش ادامره

 

2 نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:49  توسط عباس کرخی  | 

شعرنیشابوری

شعرشماره ی یک

ايمشو ميوم د ديل تو واز خوادمه جا كنم

دستامه دم پيله ي چشمات حنا كنم

بكشنمت د  بزي  عشق وشعف بيا

ميوم دوبره آو دآغال مورچه هاكنم

ميوم كريشمه هاته به حافظ نشون بتم

تو ره فريشته ي همه ي شاعراكنم

مبروم تو ره د آسمونا وفريشته ها

يك دم نشون بتوم همه شر مبتلا كنم

نازنگاه شيرين تو ديل متركنه

بگذرهمه ر ب سنگ ديلت آشنا كنم

بگذر تابگذره همه چي مام خدا درم

بگذر گيله ي دو چشم توره با خداكنم

رفتم دسر نماز نماشوم عزيز مو

آزكم براي چشماي نازت دعا كنم

 

شعرشماره ی دو


توكي بايك نگاهت خيشت خومر طلامني

ب ديل شكسته ي مو م اخيرش نگا مني

ديله اي گيل كي نيه همي جوري لقي مني

ب خدا بد جوري دري مور ه پرّزامني

ديلايي كي ور ردت رخته دمون كوچه ها

مي يي و مگردي وشولي ياشه جدامني

دمون ظرف همه ليلا توگندوم مرزي

ولي د جگاي مو درياي غصّه جامني

هرچي نفريني دري بكو خيالت نبشه

موكي حكماًمدنم دتي ديلت دعامني


2 نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:44  توسط عباس کرخی  | 

بعداز......

باکمال فروتنی سال نو را (باتاخیر)تبریک می گویم وباشعری از استاد سیدحسین احمدی نیشابوری به همه ی شما گرامیان ادای احترام می نمایم .شادوبرقرارباشید

اينا براي شما نِيَه جزحرف و اَوْسَنَه


يادقديم وگول لَه لَه ودشت ودَمنَه

يادش فقط دْكونج خَنَه ديل مَه وامنه

فصل گول گلاو وصداي چْرْخ رسي

اينگارمني دْمونِ دوگوشم صدامنه

يادش به خير بانجو وگورجه كُدوي ناز

دم پاي خياروسوزي دْخُرجون واَلْوَنه

جيغ مِزَيَن خيارقلمي صدته يك قرون

اينا براي شما نِيَه جزحرف و اَوْسَنَه

انگوردْمونِ بْقّلي يا بو طبق طبق

يك تخته مشك نون تنورپز دْهَرخنه

ازبس كي موه ها فْرَو بو دْبقّلي

كسبش كساد بوحكيم وهم دواخنه

ياد پُلاو سلّه كش وكنده پز به خير

با روغناي زرد نه چربي يْ پيندَنه

يك من برينج صدري اعلا به چارقرن

كيلوسِصَدتْمَن حاله آمول نيم دنه

يادصفاي شهر وفرحبخش وده كلاغ

هروخ كي ياد منوم همه جامه مسوزنه

اَسْته كريم خوادش مْدَنه اختياردره

هرجوركي چرخ چاي زمنه رْ بِچْرخنه

يك كش دگرخداكنه وَرْگْرْده اُ روزا

دست خدا اُ عهد وزمون ره بِگْردنه

تاشيره ي نبات ره بْ جايْ بهترين عسل

ورمشتري مغازه ي بقال نِچوپّنه

قربون نوم شاعراي بذله گو بِرم

هركي كي بشتر ازهمه خلق رْ مْخْندَنه

بهرش وانِمره احمدي هركي دْ روزگار

قدرت دره بْ زور همه ره وَمْجيجّنه

 

2 نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:37  توسط عباس کرخی  | 

ماهمه بی غيرتيم آينه درکربلاست

بی تردیدهمه ی ما بارها هنگام اذان شنیده ایم که:

دلت راخانه ی ما کن مصفّاکردنش بامن

به ما درد دل افشاکن مداواکردنش بامن

اگرگم کرده ای ای دل،کلیداستجابت را

بیایک لحظه باما باش پیداکردنش بامن...

به قرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان

بخوان این آیه راتفسیرومعناکردنش بامن

اگرعمری گنه کردی مشو نومیداز رحمت

تونام توبه رابنویس امضا کردنش بامن

زنده یادژولیده ی نیشابوری درسال 1320چشم به جهان گشوده،پدرش کشاورزهمین دیاربوده است ـ خدایشان بیامرزادـ تاسیکل اوّل درنیشابور درس خوانده وبرای تحصیل به حوزه ی علمیه ی قم رفته است.پانزده ساله بوده که اوّلین زمزمه های شاعرانه به سراغش آمده است،اوّلین شعرش:
درمقام سرنوشتم چاره جزتسلیم نیست        
برگ زردم درمسیرجویبارافتاده ام(البتّه ژولیده اذعان داشت این بیت را بعدها اصلاح کرده است.)

سال1342به پیشنهادبرخی ازبزرگان وپیش ازسخنرانی امام خمینی(ره)درمدرسه ی فیضیّه ی قم این شعر رامی خواند:

پیام رهبرایران دراین جهان این است

سکوت دربر ظالم خلاف آیین است

چودید عکس خمینی به خویش گفتاشاه

کسی که کاخ مرا زیرو روکنداین است

پس ازخواندن این شعر اورا فراری می دهند وساعتی بعد دستگیر می شودودرزندان ،هم بند آیت ا...طالقانی،کلانتری و...است.تخلّص ژولیده راهم مرحوم طالقانی درزندان برایش برمی گزیند.

شعرهای او در اوج انقلاب هنوزدرخاطره هاهست،مشهورترین آن هااین شعارمعروف است که :«دربهارآزادی جای شهداخالی»

درمسجدگوهرشادهم شعری علیه مسعود رجوی می خواندکه مجاهدین شبانه به خانه اش سوءِقصد می کنند ولی نافرجام می ماند.

فرزند دلبندش از ورامین به جبهه اعزام می شودوپس ازاین که به شهادت می رسد،استاد برای التیام مادرشهید،عازم ورامین می شود وشاعران وفرهیختگان آن دیارتاآخر عمر( مهرماه1386) او را رهانمی کنند وپس ازمرگ،پیکرش درآن دیارآرام می گیردهرچندطبق وصیّت بایدبه نیشابورمنتقل می شد.

درآستانه ی دومین محرمی که او ستاره شده است بی مناسبت ندیدیم به میهمانی اشعارعاشورایی اش برویم وازاین رهگذر جان ودل درفرات عشق شست وشو دهیم واز زلال حسینیِ اشعاربنوشیم.       

پیش ازآن که وارد مبحث اصلی شویم ذکر دونکته ضروری به نظر می رسد.اول این که به خاطر حجم زیاد کتاب ها مافقط ازدوکتاب «ای قلبهابسوزید»و«ای چشم هابگریید»استفاده کرده ایم.دیگر این که قدروشأن وی رامتولّیان فرهنگی نیشابوریه ویژه پس ازمرگش چنان که باید وشاید ندانستندوجزشب شعری که در اربعینش برگزارکردند ـ  البتّه متولّی اصلی آن هم هیئآت مذهبی ودوستان وی بودند ـ کاری درخورمنزلت ادبی اوانجام نداده اند.امیداست درآینده به خصوص درایام محرم وصفرجبران مافات شودونسل امروزهم ،شانه به شانه ی بزرگ ترها بایکی ازمفاخرشهرشان آشناشوند؛مثلا،ساخت مجموعه ی مستندی از استاد،چاپ ونشرگزیده ای ازآثاروی به همراه زندگی نامه،نام گذاری میدان،خیابان،مکان فرهنگی ویامذهبی به نام وی و...بگذریم و ازآبشخورشعرش تازه شویم:

·         مراثی ومدايح امام حسين(ع)ويارانش:       
             الف)حجم اشعار مذهبی
:مهم ترین نکته درمواجهه با شعر اواین است که بی شک وی ازنظرحجم اشعارمذهبی بی رقیب است.نشرحدود40جلدکتاب درزمینه های مختلف مذهبی که برخی چندین بارتجدید چاپ شده،رکورد ویژه ای است.جالب این جاست که اگرهم اکنون به دنبال کتاب های روان شاد ژولیده باشیم به زحمت می توانیم آن هارا پیداکنیم.همین جابرخودفرض می دانم ازمدّاح،ذاکروشاعرپیش کسوت اهل بیت،حاج آقای            عسکری،آقای سیدمصطفی ارشادنیاوخصوصاٌهنرمند خوب وجوان جوادفرح بخشیان ـ برادرزاده ی استادفقیدژولیده ـ سپاس گزاری کنم که برخی ازمنابع رادراختیارم قراردادند.          
            ب)روانی طبع وبداهه گويی های شگفت انگيز
:خودش بارها اذعان کرده بود سوادشعری بالایی ندارد ومی گفت شعرعطیّه ی الهی است ونیازی به سواد ندارد،تنها آرزویش هم این بودکه خداوند طبع شعرش رااز اونگیرد تا اوبتواند مدیحه گوی پیامبر(ص)وآل پاک ایشان باشد.امّا دوستان ونزدیکان وی بارها وبارها از بداهه گویی های شاعرانه اش شگفت زده می شده اند،دراین زمینه هم ،بی نظیریابهتراست بگوییم کم نظیراست.      
            شعر دردستان او واقعاٌ موم بود وبه راحتی ابیات رادرحضور دیگران پشت سرهم وبدون مکث ردیف می کرد،گاه آن گونه طبعش سرشار می شدکه خودش فرصت نمی کردهم شعربگوید وهم بنویسد وجوان ترها دست به کار می شدند وتند تند شعرهای جاری بردل وزبان استاد را می نوشتند.
       
             پ)سهل وممتنع بودن شعرها:شعرهای ژولیده بسیار ساده وروان هستند به گونه ای که ذهن به راحتی با آن ها رابطه برقرار می کند.ویژگی مهم این دسته ازکارهاسهل وممتنع بودن آن هاست ؛یعنی،درنگاه اوّل بسیارساده به نظرمی رسد به گونه ای که انسان تصوّرمی کندمی تواند نظیرآن رابگویدولی زمانی که قلم به دست می گیرد تامشابه آن رابسراید،پهنای کارمعلوم می شود. ازطرف دیگربسیارکم دیده می شود که اوبرای سرایش از اوزان ثقیل،قافیه وردیف های نامناسب استفاده کند.جان کلام وپیام عاشورا وبزرگان صحنه ی این حماسه ی بی نظیر برایش مهم تراست.مثلامناجات شب عاشورای امام (ع)را ببینید:       
یارب تهی زباده مکن ساغرمرا      
خواهی اگرتونهضت جان پرور مرا           
گفتی بیا به کرببلا آمدم کنون      
آماده کرده کربلا سنگر مرا          
من حاضرم به خاطر اسلام راستین 
شمر ازقفا جداکند ازتن سر مرا    
من حاضرم به خاطر الله اکبری    
لب تشنه کوفیان بکشند اکبر مرا...(ای قلب ها...225)          
            اهالی شعر به خوبی می دانند که ساده گفتن تاچه اندازه دشوار است.به بیت آخراین مناجات کمی دقّت کنیم،چه شاعرانه وناخودآگاه بین «الله اکبر وحضرت علی اکبر(ع)شبکه ی ارتباطی ایجاد کرده است .اومی توانست درذهن خلاق خودهر واژه ای جز«الله اکبر»بیاورد،ولی روح شاعرانه اش به اواین اجازه رانمی دهد. 
           یابنگریم به این غزل:        
استقامت درلغت صبراست ومعنازینب است
صبرباشد قطره ای ناچیز ودریا زینب است 
درجهان آفرینش بهترین زن فاطمه است   
بین زن ها بهترین زن بعد زهرا زینب است
زینت دوش نبی باشد حسین بن علی        
آن که باشد زینت دامان بابا زینب است   
آن که نطق آتشینش کوفه را زیر وزبر      
کرد وشد آینده ساز خلق دنیا زینب است(همان 224)        
          به نظر می رسد که ساده ترین قافیه وردیف،انتخاب شده تامعنا در اوج باشد.
       ت)ارجاع به کتاب های تاريخی دربرخی اشعار:اودربرخی شعرهایش،نشانی تاریخی کتاب هایی راکه استفاده کرده دراختیارخواننده قرارمی دهد.می توانیم دوهدف ویژه برای این کار درنظرآوریم:1- اوبه کتاب های مرجع ومقاتل مراجعه می کرده است وشعرش رامستندومستدل می ساخته.2- می خواسته به شاعران ومدّاحان جوان راه مطالعه رانشان دهد.درص:239کتاب «ای چشم هابگریید»می خوانیم:«بنابه گفته ی «طبری» ابن زیادبرای دیدن «هانی» به خانه ی وی رفت وگفت این چه غوغایی است که دراین خانه به پاکردی؟مسلم را آورده وازاو پذیرایی می کنی؟اورابه من تسلیم کن.هانی درپاسخ گفت:به خداقسم اگربندازبندم جداکنی محال است اورابه توبدهم وهمین باعث قتل هانی گردید»هرچند استاد،نشانی دقیق این نقل قول غیرمستقیم راذکرنکرده اندامّا نفس کاربرای جوان ترهاخیلی مهم است.استاد پس از ذکرمنبع شعرخود راهم ذکرمی کنند:           
به گوش آسمان از ظلم توپیوسته می خواند           
درودیوارکوفه این سرودآسمانی را          
به عکس اکرم الضّیفی که حق فرموده درقرآن      
به جرم میهمان داری زکین کشتی توهانی را...(ای چشم هابگرییدصص:248-249)     
          یا:«درکتاب «نفس المهموم»تألیف محدّث قمی آمده است که مسلم بن عقیل قدحی آب طلبیدکه هنگام نوشیدن ازاثرجراحات،قدح آب ،پرازخون گردید. این عمل سه بارتکرارشد. ازقول شیخ مفید نقل می کند که مسلم ازمحمّداشعث خواست پیکی رابفرستدبه سوی فرزند زهرا(س)تاکه او را ازآمدن
CبهB کوفه بازدارد...ودرنامه ی خود چنین نوشت:بااهل بیت خود بازگردکه آمدنت به کوفه خطرناک است .پدرو مادرم فدای تو باد باخبرباش که اهل کوفه تو را نفریبند»(همان ص:250)  و درادامه شعر«مسلم»راذکرمی کند

·    نوحه ها:شورنوحه وسینه زنی هم ناله شدن باعرشیان وبرسروسینه زدن درمجالس سوک امام ویاران راستینش علاوه براین که صفای باطن وتلطیف قلب می آورد،باعث انسجام،وحدت ویکپارچگی می شود.حلقه ای که عزاداران دورهم می زنند،صف های به هم چسبیده ،حزن ونوای حاکم برمحفل صیقل روح وجان است. 
          ژولیده درنوحه هایی که درکتاب«ای قلب هابسوزید»آورده سعی داردشکوه وعظمت آل ا...رادرنوحه هایش بگنجاندمثلابرای حضرت علی اکبردرص:236     
نبی صورت،علی فطرت جوانی رافرستادم         
علی جانم علی جانم   
ولی درادامه ی همین نوحه است که می گوید:
به میدان می روداکبر،لبش تشتنه،تنش خسته       
جوانیش به یادآردمراپهلوی بشکسته      
علی جانم علی جانم   
که ملاحظه می فرمایید،ازنظرمحتوا وساختارشعری تاچه اندازه باشعرهای ژولیده فاصله دارد.
درص:237برای حضرت علی اصغر(ع)  
رباب ازسوزدل گوید،چرااصغرتوبی تابی          
رسیده جان من برلب چرامادرنمی خوابی        
حسین جانم حسین جانم          
ببینید مادرحضرت علی اصغر،ازخاندان کرم وبزرگ واری باید جان برلب شده باشد؟سخن او دراین لحظه همین است
؟       
وعجیب تر:   
رقیّه ازعطش زندبال وپرـ بال وپر        
ازصدف دیده بریزدگهرـ تاسحر
عمه ی او جامه به تن دریده   
جان سکینه برلبش رسیده         
واعطشا واعطشا واعطش(همان،ص:238)
بال وپرزدن،گریستن تاسحرگاه،عمّه (حضرت زینب(س)جامه به تن می دردو...ازاین دست مثال هانه دراشعارژولیده که درشعر بسیاری ازبزرگان به کرّات دیده می شود.درخانه اگرکس است یک حرف بس است .درخاتمه لازم است نکاتی راپیرامون نوحه خوانی ها،شعرها ومجالس عزاداری یادآورشویم: 
          
الف)ريشه ی نوحه های ضعيف: به نظرما نخستین نوحه هایی که به صورت جدّی درعزاداری ها وشبیه خوانی ها مطرح شده است،سرایندگانی ناشناس وکم سواد داشته اند ،بسیاری از«دم ها»ونوحه هاوشعرهای قدیمی ازاین دسته اند.بنابراین بعیدنیست شاعرانی هم که بعدها به سرایش نوحه های جدید پرداخته اند به پیروی ازالگوهای ناپخته ی قدیمی(ازنظرمحتوا)شعرهایی سروده اندکه درشأن آل علی(ع)نیست.پس بهترنیست امروزکه خیل شاعران نیشابوری درجشنواره های ولایی خوش می درخشند با مدّاحان شهر،همگام شوندوهردو(مدّاحان وشاعران نیشابوری)باهمدلی وهمراهی بررونق معنوی محافل بیفزایندهرچند،امروزه بسیاری ازمدّاحان باشاعران طراز اوّل کشوردرارتباطندونوحه های پایتخت درنیشابور هم اجرامی شود.
        ب)غلبه ی موسيقی برمحتوا:دربیشتر مواردی که نوحه ها ضعف خود رابرای هراهل دلی فریادمی زنند،موسیقی شعر هنگام سرایش بیشتر مورد توجّه شاعر بوده است تاآفرینش هنری.بهتراست عزیزانی که بانیّت های پاک میدان دارمحافل سینه زنی هستند،ومدّاحان باخلوصی که دراین مجالس سعادت دارندوبه عنوان ذاکرخامس آل عبا(ع)شرکت می کنند،درشناختن شعر های محکم واستواراز بزرگان این فن ـ که درنیشابور کم هم نیستندـ کمک بگیرند.ما مطمئنّیم اگراین اشعارازکانال انجمن ذاکرین ومدّاحان نیشابور،دراختیار مدّاحان عزیزقرارگیرداین خطابه حدّاقل خواهدرسید.ازطرفی ذاکرین عزیز حال وهوای مجلس رابا فراست درنظربگیرند وازخوانش هرنوع شعر ومرثیه ای بپرهیزند         وخدای ناخواسته بااحساسات مذهبی جوان هابازی نشودچراکه جوان امروز بسیار جست وجوگرترازگذشته به دنبال سرچشمه هاست و...
        
پ)بحران مخاطب جدّی:گاه ما مخاطبین هم جدّیت خاصّی دراین زمینه نداریم برای ماهم شوروموسیقی شعر ها مهم تراست تامحتوای تأثیرگذارشان،گاه اگر بالطافت ویژه از واعظ یا مدّاح بخواهیم که شعریامطلب خود را استوارتر بیان کند،بسیار تأثیرگذارخواهدبودوخادمان وبلبلان آقا،به نیازهای مخاطب پی می برند.ودیگر این بحث دربین مخاطبان وحاضرین درنمی گیردکه چرا فلان شاعر یامدّاح با احساسات مستمعان خود بازی کرد؟چرا فلانی دوست داردواژه ی متبرّک حسین(ع)به صورت های غیر معمول وغیر رایج ادا شود؟چرا فلان نوحه برسبک فلان موسیقی غیر مجاز ساخته شده است؟چرا دراین نوحه واژه هابه بازی وسخره،گرفته شده اند؟     
           
ت)سخن آخر:فراموش نکنیم نسل امروزمابه شدّت نیازمندسرچشمه هاست،اگربتوانیم درهمین دهه شعارهاوپیام های بزرگان دین را به زیباترین شکل به آن هاتحویل دهیم دیگر به سراغ ایسم هاوسخنان فلان بزرگ فیلسوف و...به صورت افراطی نخواهد رفت .آیا این کار درشعرها ومدّاحی ها،موعظه ها وعزاداری های ما شکل گرفته است؟ما چه اندازه مؤثّریم؟                       
          

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1387ساعت 23:12  توسط عباس کرخی  |